Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ bother

تلفظ بین المللی : /bˈɒðə/ تلفظ :‌ [b'0D3]
English
  • bothersome
  • botheration
  • botherer
  • bothered
  • bothering
  • brotherliness
  • brother german
  • bothrenchyma
  • brother
English

English

To annoy; to trouble; to worry; to perplex. See Pother.

To feel care or anxiety; to make or take trouble; to be troublesome.

One who, or that which, bothers; state of perplexity or annoyance; embarrassment; worry; disturbance; petty trouble; as, to be in a bother.

The state in which anything is already. The phrase is also used retrospectively, as when, on a treaty of pla...

کلمات مرتبط

  • bothersome
  • botheration
  • botherer
  • bothered
  • bothering
  • brotherliness
  • brother german
  • bothrenchyma
  • brother
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات