Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ blow

تلفظ بین المللی : /blˈəʊ/ تلفظ :‌ [bl'oU]
English
  • blow-off
  • blow-out
  • blow valve
  • by-blow
  • full-blown
  • blowse
  • blowess
  • blowpoint
  • blowtube
English

English

The spouting of a whale.

To flower; to blossom; to bloom.

To talk loudly; to boast; to storm.

To inflate, as with pride; to puff up.

The act or art of dissecting the brain.

To breathe hard or quick; to pant; to puff.

To sound on being blown into, as a trumpet.

To spread by report; to publish; to disclose.

A sudden or forcible act or effort; an assaul...

کلمات مرتبط

  • blow-off
  • blow-out
  • blow valve
  • by-blow
  • full-blown
  • blowse
  • blowess
  • blowpoint
  • blowtube
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات