Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ blister

تلفظ بین المللی : /blˈɪstə/ تلفظ :‌ [bl'Ist3]
English
  • blistery
  • blistered
  • blistering
  • blustering
  • blusteringly
  • blusterous
  • bister
  • bluster
  • blusterer
English

English

To raise a blister or blisters upon.

To give pain to, or to injure, as if by a blister.

A name given to various lichens gathered for dyeing. [Scot.]

To be affected with a blister or blisters; to have a blister form on.

A vesicatory; a plaster of Spanish flies, or other matter, applied to raise a blister.

Any elevation made by the separation of the film or skin, ...

کلمات مرتبط

  • blistery
  • blistered
  • blistering
  • blustering
  • blusteringly
  • blusterous
  • bister
  • bluster
  • blusterer
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات