Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ batten

تلفظ بین المللی : /bˈatən/ تلفظ :‌ [b'at@n]
English
  • battening
  • battened
  • frost-bitten
  • bitten
  • batterer
  • battering-ram
  • weather-bitten
  • banteng
  • yeast-bitten
English

English

To fertilize or enrich, as land.

To furnish or fasten with battens.

To make fat by plenteous feeding; to fatten.

To grow fat; to grow fat in ease and luxury; to glut one's self.

The movable bar of a loom, which strikes home or closes the threads of a woof.

A strip of sawed stuff, or a scantling; as, (a) pl. (Com. & Arch.) Sawed timbers about 7 by 2 1/2 i...

کلمات مرتبط

  • battening
  • battened
  • frost-bitten
  • bitten
  • batterer
  • battering-ram
  • weather-bitten
  • banteng
  • yeast-bitten
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات