Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ antipathy

تلفظ بین المللی : /antˈɪpəθi/ تلفظ :‌ [ant'Ip@Ti]
English
  • antipathetical
  • antipathist
  • antipathous
  • antipathetic
  • antipathic
  • antipathize
  • antipathies
  • antiphthisic
  • antiphysical
English

English

Contrariety or opposition in feeling; settled aversion or dislike; repugnance; distaste.

Natural contrariety; incompatibility; repugnancy of qualities; as, oil and water have antipathy.

1. One who gapes. 2. (Zoöl.) (a) A European fish. See 4th Comber. (b) A large edible clam (Schizothærus Nuttalli), of the Pacific coast; -- called also gaper clam. (c) An East Indian bird of the g...

کلمات مرتبط

  • antipathetical
  • antipathist
  • antipathous
  • antipathetic
  • antipathic
  • antipathize
  • antipathies
  • antiphthisic
  • antiphysical
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات