وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
ولی اژدها پور آن شهریاربسی بود استمگر و نابکاردر آن عصر میری زاکمینیانکه کاوس خواندندی او را کیانبر اهواز و بر پارس بد پادشابه پارزگراد اندرون داشت جاورا اژدها دختر خویش دادکه او بد جهانجوی واکمین نژادمرآن دخت را بد فرامیز نامکه ماندانه خوانند او را عوام