وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
دگرباره برخاست آشوب و جنگدر ایران زآتوریان بی درنگدر آتوریا پادشاهی بد به جایزاولاد بلزیس بابل خدایکه خوانند بخت النصر نامشانزگیتی برآورده بد کامشانبکشتند نوذر شه ماژ راگرفتند زملک دغوباژ راتلیمان کورا بکشتند نیزکه او بود در شهر سوزا عزیز