حشمت الملک آن که عنوانشپیش من اینکه خواندمی خانشروز از صحبتش به تنگم و شبعاجز از قل قل قلیانشمزه حرف بی رویه زدنشیره کرده است زیر دندانشگاه خواهد کند سکوت ولیکچانه خارج بود ز فرمانشراه طهران الی به کردستاناین چه خواهی ز یزد و کرمانشغرقه در قلزم کثافت راکی کند پاک آب بارانشکاش کالسکه راه آهن بودکه بمردیم در بیابانش