ای عزیز دنیا سرای ترک است وآدمی برای مرگست دنیا چاهی است تاریک و راهیست باریک وای برآنکس که چراغ ایمانرا بکشت و بار مظالم را گرفت به پشت
مکن که آه فقیران شبی برون تازدفغان و ناله به عرش و ملائک اندازدزتیر تخش یتیمان مگر نمیترسیزسوز سینه پیری که ناوک اندازدحذر همی کن از آن ناله سحرگاهیکه گر بکوه زند روزنی در و سازدبوقت نیم شبی گر بگوید اواللههزار همچو تو از خانمان براندازدهزار جوشن پولاد اگر بپوشی توز آه گرم فقیری چو موم بگدازدهزار دشنه کشیده است و تیغ زهرآلودبرای گردن آنکس که گردن افرازدمتاز بر سر مظلوم ساکن ای ظالمکه دست فتنه ایام بر سرت تازددرون سینه مجروح بینوا مخراشبدانکه روز جزا هست و با تو پردازداگر بحل نکند سائل ستمدیدهجزا دهنده تو را در جهنم اندازدزبار جور لئیمان منال عبداللهکه گر خسی بزند کردگار بنوازد ظلم اگر چه بسیار است اما به سرآید و ظالم اگرچه جبار است آخر در سر آید زنهار کس را میازار تا درنمانی آخر کارکه (الظلم ظلمات یوم القیمة) سعی کن تا نیفتی در هنگامه
ای ستمکار بیندیش از آنروز سیاهکه ترا شومی ظلم افکند از جاه بچاهحال اکنون بحقارت منگر جانب اوبشماتت کند آنروز بسوی تو نگاه