درد تو دوای دل و هم مرهم جانستدشنام تو بهتر ز دعای دگرانستلطف است و وفا جور و جفایت بحقیقتجنگ تو بعاشق همه از صلح نشانستدیدم که رضایت همه در ناله و زاری استاین ناله و افغان دلم از پی آنستیک شمه ز حسن تو هرآنکس که به بینددیوانه شد و در پی او خلق دوانستدر جلوه گری حسن رخت دیدم و گفتماین حسن نه حسن است که در حدبیانستپیدا و نهان آینه روی تو دیدیمگر عالم جانست و گر ملک جهانستبرآتش عشق تو دل و جان اسیریبریان و کبابست چه گویم که چه سانست