وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
همه اهل مشکو ز جا خواستندمیان را به خدمت بیاراستندکنیزان سیمین بر سر و قدغلامان مه طلعت با خردز رخسارشان ماه تابان خجلز رفتارشان سر و بستان به گلبگفتند کای بانوی کامجویاز این پس دل غمگساران مجویبگفتند کای ماه گل چهر ماچرا دیده پوشیدی از مهر ماچسان بی فروغت بمانیم ماشکیب از تو کی می توانیم ما