بخش ۲ - رفتن حسنخان به دربار ظل السطان در شکایت از بانوی خود
قالب: مثنوینوشتار: نظم
وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خروشان و جوشان و گریان و زارروان شد سوی درگه شهریاربغلطید بر خاک و نالید سختکه ای در خور تاج و دارای تختکه ای شاه با عدل فرو نگینبه درگاه تو صد چون طغرل تگینبمردی ستان داد من از زنیبخوان از بر افسون اهریمنیمن آنم که از عمر تنگ آمدمگرفتار زندان ننگ آمدممهیا کن امروز مرگ مراو یا خرمی بخش برگ مرانمانده است دیگر مرا آبرویچه آب رخ من چه آن آب جویفرو خواند بر شاهزاده بسیبسوزاند آهش دل هر کسی