ای خداوندی که پیر چرخ با چندین چراغخاک پایت را طلبکارست بهر توتیاهست روشن نزد عقل دور بینت هرچه هستآریآری از ازل غفلت قدر شد با قضاگر بخواهد راست بینی های فکرصایبتمی برد از قامت گردون گردان انحناگر به صورت دیگری بر خویش بندد طرز توکی به معنی چون تو گردد ای کفت کان سخاگرچه میگردد به صورت آسیا چون آسمانآسمانی برنمی آید ز دست آسیا