اگر خاک سر کویش که بر خونم شرف داردصبا دارد دریغ از دیده ام حق بر طرف داردبه ناخن می کند از رشک رویش ماه رخسارهدروغ است این که می گویند مه بر رخ کلف داردبقدر گریه باشد چشم را قیمت بر عاشقبلی عزت به قدر گوهر خود هر صدف داردکسی سرّ نگاهش را به جز چشمش نمی داندنظر بر هر طرف می افکند چندین طرف داردمن اندر عشق تو طرفی نبستم ای خوش آن بیدلکه گردین و دل از کف داد ، دامانی به کف دارد