هر جای که بدخاک بسربیختم امشبتا طرح سر کوی تو را ریختم امشبچون حلقه کعبه که درآویخت بخانهخود را بدر قصر تو آویختم امشبدر خلوت انس تو پریزاد کشم رختاز دیو و دد و خلق چه بگریختم امشبچون مرغ شب آویز بزلف تو زنم چنگتا رشته زاغیار تو بگسیختم امشبتیغ دو زبان علی آشفته عیان کردتیغ قلم تیز که آهیختم امشباز غمزه فتان و سر زلف تو دیدماین فتنه که در بزم برانگیختم امشبگویند نهان شد گهر پاک تو در خاکزان هر چه بود خاک به سر بیختم امشب