ییلاق . [ ی َی ْ / ی ِی ْ ] (ترکی ، اِ مرکب ) از یی [ = یای ] به معنی تابستان و لاق که پسوند مکان است ، به معنی جایی که در تابستان سکنی گزینند. سردسیر.مقابل قشلاق ، گرمسیر. جای تابستانی . تابستانگاه . مصیف : تقییظ؛ ییلاق رفتن . تصیف ، اصطیاف ؛ ییلاق کردن . (یادداشت مؤلف ). جای سرد و هوادار که به فصل تابستان درآن باشند. مقابل قشلاق که جای باش فصل زمستان است . (آنندراج ). جای باش تابستان یعنی جای س...
فرهنگ عمید
۱. سردسیر، کوهپایه و جای سرد. ۲. محل خوش آب وهوا در خارج شهر که در فصل تابستان در آنجا به سر می برند، ایلاق.
فرهنگ معین
(یِ ) [ تر. ] (اِ. ) ۱ - کوهپایه ، جای سردسیر. ۲ - اقامتگاه تابستانی ، جای خوش آب و هوا.
دانشنامه عمومی
ییلاق به مناطق سردسیری که عشایر در کوچ سالانه خود به عنوان اقامتگاه بهاره و تابستانه انتخاب می کنند گفته می شود. در مقابل به مناطق گرمسیری که عشایر به عنوان اقامتگاه پاییزه و زمستانه خود انتخاب می کنند قشلاق گفته می شود. بیشتر عشایر و ایلات به ییلاق و قشلاق می روند.ییلاق (ترکی، اِ مرکب) از یی به معنی تابستان و لاق که پسوند مکان است، به معنی جایی که در تابستان سکنی گزینند. سردسیر. مقابل قشلاق، گرمس...
مترادف و متضاد
country(اسم)
سامان، خاک، سرزمین، کشور، مملکت، دیار، ییلاق، مرز و بوم، دهات، بیرون شهر