کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه یکه-شناس | کلماتور
معانی کلمه : یکه شناس
تلفظ بین المللی :
/jˈekkeːʃˌenɑs/
تلفظ :
[j'ekke:S,enAs]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
گویش مازنی
کلمات مرتبط
ایستگاه اقلیم شناسی درجۀ یک
سکه شناسی یزدگرد یکم
شناسایی یک زن
مرو بازسازی جغرافیای تاریخی یک شهر بر پایه نوشته های تاریخی و شواهد باستان شناسی
به صلح یک شانس بده
شناخت هنر در راه یک جهان بینی هنری
یه شانس دیگه بهم بده
یک شانس
یک شانس دیگر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
گویش مازنی
لغت نامه دهخدا
یکه شناس. [ ی َک ْ ک َ / ک ِ / ی ِک ْ ک َ / ک ِ ش ِ ] ( نف مرکب ) اسب که جز به رائض یا صاحب خود پشت ندهد. ( یادداشت مؤلف ). || که جز به فرد معین متوجه و نگران نباشد.
فرهنگ عمید
ویژگی آن که فقط یک تن را بشناسد و در دوستی و وفاداری نسبت به او پایدار باشد.
فرهنگ معین
(یِ یا یِ کِّ. ش ) (ص مر. ) (عا. ) آدم وفادار، کسی که وقتی چشمش تو روی کسی باز شد دیگر دست از او بر نمی دارد.
گویش مازنی
به کودکی گویند که تنها با مادرش یا فردی آشنا خو گرفته و در ...
/yakke shenaas/ به کودکی گویند که تنها با مادرش یا فردی آشنا خو گرفته و در آغوش دیگران به گریه افتد
کلمات مرتبط
ایستگاه اقلیم شناسی درجۀ یک
سکه شناسی یزدگرد یکم
شناسایی یک زن
مرو بازسازی جغرافیای تاریخی یک شهر بر پایه نوشته های تاریخی و شواهد باستان شناسی
به صلح یک شانس بده
شناخت هنر در راه یک جهان بینی هنری
یه شانس دیگه بهم بده
یک شانس
یک شانس دیگر
نظرات