کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : یکسان کردن
تلفظ بین المللی :
/jeksˈɑn kˈardan/
تلفظ :
[jeks'An k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با خاک یکسان کردن
یکسان فرض کردن
با خاک یک سان کردن جایی
اندیس کربنات کلسیم مکسان
یکسان
یکسان ساز
یکسان ساز بسامد
یکسان ساز تاخیر
یکسان ساز وفقی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
assimilate
(فعل)
وفق دادن، در بدن جذب کردن، همانند ساختن، یکسان کردن، تلفیق کردن، هم جنس کردن، شبیه ساختن، تحلیل رفتن
کلمات مرتبط
با خاک یکسان کردن
یکسان فرض کردن
با خاک یک سان کردن جایی
اندیس کربنات کلسیم مکسان
یکسان
یکسان ساز
یکسان ساز بسامد
یکسان ساز تاخیر
یکسان ساز وفقی
نظرات