۱. ویژگی کسی که یک دست داشته باشد و دست دیگرش از کار افتاده یا بریده شده باشد: مرد یکدست.
۲. [مجاز] یکپارچه، هماهنگ: لباس های سفید یکدست.
۳. (قید ) [قدیمی، مجاز] به طور یکپارچه، به تمامی: شهر یکدست سیاه پوش بود، فدای جاهش جاه همه جهان یکدست / نثار جانش جان همه جهان یکسر (مسعودسعد: ۱۹۹ ).
۴. [قدیمی، مجاز] متحد.