کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه یک-قبا | کلماتور
معنی کلمه : یک قبا
تلفظ بین المللی :
/jˈek q1abˈɑ/
تلفظ :
[j'ek q1ab'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
یک سلسله دلایل قابل قبول
یک نوع سلاح قابل حمل
پس من با یک قاتل تبربه دست ازدواج کردم
پروفایل یک قاتل زنجیره ای
تولد یک قاتل
من یک قاتل سریالی نیستم
نامه هایی از یک قاتل
هنری تصویر یک قاتل زنجیره ای
یک قاب شکسته
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
یک قبا.[ ی َ / ی ِ ق َ ] ( ص مرکب ) یک لاقبا. درویش. فقیر. ( یادداشت مؤلف ). که فقط یک قبا بر تن دارد :
به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم
که حمله بر من درویش یک قبا آورد.
حافظ.
و رجوع به یک لاقباشود.
کلمات مرتبط
یک سلسله دلایل قابل قبول
یک نوع سلاح قابل حمل
پس من با یک قاتل تبربه دست ازدواج کردم
پروفایل یک قاتل زنجیره ای
تولد یک قاتل
من یک قاتل سریالی نیستم
نامه هایی از یک قاتل
هنری تصویر یک قاتل زنجیره ای
یک قاب شکسته
نظرات