Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یک جور

تلفظ بین المللی : /jekdʒˈuːr/ تلفظ :‌ [jekdZ'u:R]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • یک جور بازی ورق شبیه رامی
  • یک جور ترازو
  • یک جور ترقه
  • یک جور توری ظریف
  • یک جور دوربین عکاسی
  • یک جور روسری زنانه
  • یک جور سنگ مروارید نما
  • یک جور شیرینی یا فرنی
  • یک جور لاشخور
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

یک جور. [ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) یکدست. یک طور. یکسان. مانند هم. ( از یادداشت مؤلف ).

مترادف و متضاد

alike (صفت)
مطابق، مساوی، یکسان، مشابه، شبیه، همانند، مانند، یک جور، مانند هم، متشابه، عینا مساوی و مرتبط با یکدیگر

homogeneous (صفت)
مشابه، یک جور، هم جنس

کلمات مرتبط

  • یک جور بازی ورق شبیه رامی
  • یک جور ترازو
  • یک جور ترقه
  • یک جور توری ظریف
  • یک جور دوربین عکاسی
  • یک جور روسری زنانه
  • یک جور سنگ مروارید نما
  • یک جور شیرینی یا فرنی
  • یک جور لاشخور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات