یوسفی . [ س ُ ] (ص نسبی ) منسوب به یوسف . || سیمای شبیه به یوسف . (ناظم الاطباء). || (حامص ) پادشاهی و اقتدار. - یوسفی کردن ؛ پادشاهی کردن و اقتدار داشتن . (ناظم الاطباء).
یوسفی . [ س ِ ] (اِخ ) یکی از شعب طایفه ٔ جاکی ازایلات کوه گیلویه . سابقاً عده ٔ آنها بالغ بر 800 خانوار بود، بعدها کم کم به اطراف پراکنده شدند و فعلا...
دانشنامه آزاد فارسی
طایفۀ لر کهکیلویه، از طوایف لیراوی کوه، از ایل جاکی. این طایفه امروزه منقرض شده و بازماندگان آن به ایلات دیگر پیوسته اند. جمعیت یوسفی ها در اوایل دوران ناصرالدین شاه قریب ۷۰۰ خانوار و در اواخر سلطنت او به حدود ۷۰ـ۸۰ خانوار رسیده بود. کلانتر یوسفی در آن سال ها، جعفرخان پسر علی مرادخان بود. خوانین یوسفی در دوران پهلوی عنوان کیانی را برای خود برگزیدند.wikijoo: یوسفی...
دانشنامه عمومی
یوسفی نام خانوادگی افراد در ایران است. این نام خانوادگی به معنای «پسر یوسف» است.غلام حسین یوسفی نویسنده و مترجم ایرانیارشاد یوسفی فوتبالیست ایرانیمحسن یوسفی فوتبالیست ایرانیحسن یوسفی اشکوری کشیش ایرانیعزیز یوسفی مترجم و نویسندهٔ کردwiki: بخش تشان شهرستان بهبهان در استان خوزستان ایران است.این روستا در دهستان تشان شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۲۰ نفر (۴۷خانوا...