ینمة. [ ی َ م َ] (ع اِ) یکی ینم . ینمه . (منتهی الارب ). واحد ینم یعنی یک دانه اسفرزه . (ناظم الاطباء). رجوع یه ینم شود.
ینمه . [ ی َ م َ / م ِ ] (اِ) گیاهی که در نیک شدن زخمها به کار برند. (ناظم الاطباء). به لغت اهل مغرب گیاهی باشد که به جهت نیک شدن زخمها به کار برند. (برهان ) (آنندراج ). نباتی است که به شیرازی سنبل دارو خوانند و در جراحتهاو زخمهای تازه م...
فرهنگ عمید
گیاهی با ساقۀ کوتاه، گل های زرد، و برگ های زرد شبیه برگ کاسنی که برای معالجۀ جراحت به کار می رفت، منبل دارو.