کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه یلخی | کلماتور
معانی کلمه : یلخی
تلفظ بین المللی :
/jˈalxi/
تلفظ :
[j'alxi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
گویش مازنی
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
یلخی وان
دیو یلی
روز یخی
سوزنک یخی
کلاهک یخی
کپه یخی
مغزۀ یخی
منشور یخی
ابشار یخی
لغت نامه دهخدا
گویش مازنی
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
یلخی. [ ی ِ ] ( ترکی ، اِ ) ایلخی. سیله. فسیله. گله اسب و استر. رمه اسب. ( از یادداشت مؤلف ).
- یلخی بار آمدن ؛ بی مربی بزرگ شده بودن. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به ایلخی و مترادفات دیگر شود.
گویش مازنی
وحشی – اسب سرکش و رام نشده – رمه ی اسبان وحشی
/yelKhi/ وحشی – اسب سرکش و رام نشده – رمه ی اسبان وحشی
واژه نامه بختیاریکا
آز؛ رها
کلمات مرتبط
یلخی وان
دیو یلی
روز یخی
سوزنک یخی
کلاهک یخی
کپه یخی
مغزۀ یخی
منشور یخی
ابشار یخی
نظرات