کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه یرنداخ | کلماتور
معنی کلمه : یرنداخ
تلفظ بین المللی :
/jˌaranadˈɑx/
تلفظ :
[j,aRanad'Ax]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
یرنداق
روی زدایش یکنواخت
سریِ یکنواخت هم گرا
شش یندان
میدان یکنواخت
نرخ یکنواخت
بطور یکنواخت
بطور یکنواخت یا یک وزن خواندن
سخن یکنواخت
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
یرنداخ. [ ی َ رَ ] ( ترکی ، اِ ) یرنداق. دوال. تسمه. ( یادداشت مؤلف ). سختیان. ( لغت فرس اسدی نسخه خطی نخجوانی ) :
گفتم میان کشانی گفتا که هیچ نایم
زد دست بر کمربند بگسست او یرنداخ .
عسجدی.
و رجوع به یرنداق شود.
کلمات مرتبط
یرنداق
روی زدایش یکنواخت
سریِ یکنواخت هم گرا
شش یندان
میدان یکنواخت
نرخ یکنواخت
بطور یکنواخت
بطور یکنواخت یا یک وزن خواندن
سخن یکنواخت
نظرات