کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : یخچه
تلفظ بین المللی :
/jˈaxtʃe/
تلفظ :
[j'axtSe]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
بر یخچالی
کشتی یخچالی
بیلان یخچال
پشته یخچالی
تاسمان یخچال
خار یخچالی
خاگه یخچالی
نگاهداشتن در یخچال
یخچال برقی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
یخچه. [ ی َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) یخ کوچک. || ژاله و تگرگ را گویند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( برهان ). تگرگ باشد. ( فرهنگ جهانگیری ) ( لغت فرس اسدی ) ( فرهنگ اوبهی ). ژاله. ( غیاث ). بَرَد. غراب. رضاب. عضرس. سقیط. ( منتهی الارب ). سنگک. حب قر. حب المزن. ( یادداشت مؤلف ) : یخچه می بارید از ابر سیاه چون ستاره بر زمین از آسمان.رودکی. || مجازاً دندان معشوق : یخچه بارید و پای م...
فرهنگ عمید
تگرگ: یخچه می بارید از ابر سیاه / چون ستاره بر زمین از آسمان (رودکی: ۵۰۹ ).
فرهنگ معین
( ~ چ ) (اِ. ) تگرگ .
کلمات مرتبط
بر یخچالی
کشتی یخچالی
بیلان یخچال
پشته یخچالی
تاسمان یخچال
خار یخچالی
خاگه یخچالی
نگاهداشتن در یخچال
یخچال برقی
نظرات