یخدان. [ ی َ ] ( اِ مرکب ) صندوق چوبی یافلزی یا پلاستیکی نگه داشتن قطعات یخ را. ( یادداشت مؤلف ). یخدان ؛ مخشف ( از فارسی است از یخ به معنی جمد، و دان ظرف آن است ). ( از ترجمه نشوء اللغة ص 25 ).- امثال : یخ را باش ، یخدان را باش ، گل را باش ، گلدان را باش. دیزی بیار، جیزه بدار، کاشکی نه نه ام زنده می شد، این دورانم دیده می شد. ( از امثال و حکم دهخدا ). || هرجایی که در آن یخ را نگاه می دارند. ( نا...
فرهنگ عمید
۱. جای یخ، یخچال، صندوقی که در آن یخ بگذارند. ۲. صندوقی چوبی که روی آن را مخمل یا تیماج می کشند برای نگهداری رخت و لباس.
فرهنگ معین
( ~. ) (اِمر. ) ۱ - ظرفی که یخ در آن نهند. ۲ - ظرفی صندوق مانند که در سفر خوراکی ها را در آن نهند. ۳ - هرچیز از مال و اسباب که ذخیره گذارند تا وقت حاجت به کار آید.
دانشنامه عمومی
یخدان صندوق یونولیتی چوبی یا فلزی یا پلاستیکی برای نگه داشتن قطعات یخ، حتی مایعات و جامداتی است که نیاز دارند که در طی انتقال در درجه حرارت پایین منتقل شوند. یخدان شربتخانه صندوقی است که در سفر همراه بردارند و خوراک فاسد شدنی در آن باشد، که معمولاً برای سفرها هم استفاده می شود.امروزه یخدان مصارف زیادی در صنعت؛ مصارف خانگی، حمل دارو، حمل فراورده های شیلات مانند ماهی و میگو حمل خون و غیره دارد.wiki:...