( یتیمة ) یتیمة. [ ی َ م َ ] ( ع ص ، اِ ) مؤنث یتیم. گویند یتیمة صغیرة.( ناظم الاطباء )؛ دختر بی پدر. ( فرهنگ فارسی معین ). || هرچه ظریف و بی نظیر بود. ( فرهنگ وصاف از آنندراج ). هرچیز یکتا و فرد و بی همتا و بی مانند. || مروارید قیمتی. ( ناظم الاطباء ) : زهی یتیمه حسان ثابت و اعشی خهی یتیمه سحبان وائل و عتاب.خاقانی.- دُرّه ٔیتیمه ( درة یتیمة ) ؛ گوهری که نظیر و مانند نداشته باشد. ( ناظم الاطباء )...
فرهنگ عمید
۱. = یتیم ۲. بی نظیر، بی مانند. ۳. گوهر یکتا و بی مانند.