یاوگی. [ وَ / وِ ] ( حامص ) هرزه گویی و بی ماحصلی. ( برهان ). بیهودگی و بی حاصلی و هرزه گویی. ( ناظم الاطباء ). هرزه گویی. ( غیاث اللغات ). || گم شدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). گمی. گمشدگی. || نقصان و زیان و ویرانی. ( ناظم الاطباء ). || ( ص نسبی ) گم شدنی و ناپدیدگشتنی. ( برهان ). یافگی. || کسی که بدون سر و سردار و نظم و ترتیب معین جنگ می کرده است. سپاهی یله و سرخود. جمع یاوگی یاوگیان است و یاو...
فرهنگ عمید
۱. یاوه بودن، بیهوده بودن، بیهودگی. ۲. (اسم ) [قدیمی] لشکر یله و سرخود. ۳. (اسم ) [قدیمی] کسی که بیهوده می گردد و خودسرانه کاری می کند، یله، سرخود. ۴. (قید ) [قدیمی] سرگشته، حیران. ۵. [قدیمی] حالت لشکر بدون نظم وترتیب را به خود گرفتن: داد نقیب صبا عرض سپاه بهار / کز دو گروهی بدید یاوگیان خزان (خاقانی: ۳۳۲ ).