کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه یاری-دادن | کلماتور
معانی کلمه : یاری دادن
تلفظ بین المللی :
/jˈɑri dˈɑdan/
تلفظ :
[j'ARi d'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
داد یاری
یاری
یاری نمودن
یاری کننده
یاری خواستن
یاری کردن
یاری گر
یاری رس
یاری گری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
یاری دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) مدد کردن. همدستی کردن. همراهی کردن. مدد رسانیدن. در منتهی الارب کلمات زیر به «یاری دادن » معنی شده است : نصر، اعانت ، ولایت ، امداد، اسعاد، حمایت ، حمیة، حموة، معاونت ، حباء، عضد، محابات ، اعداء، رفد، انجاد، تعزیر، نصور، مد، ملا، اکناف ، اجلاف : ترا قیصر از گنج یاری دهدهم از لشکرت کامکاری دهد.فردوسی.در این رزم یاری ده ای بی نیازکه بیچاره ماییم و تو چاره ساز.فردوسی.پیش...
فرهنگ معین
(دَ ) (مص ل . ) ۱ - کمک کردن . ۲ - توانایی دادن .
کلمات مرتبط
داد یاری
یاری
یاری نمودن
یاری کننده
یاری خواستن
یاری کردن
یاری گر
یاری رس
یاری گری
نظرات