یابو. ( اِ ) نوعی از اسب بارکش که کوچک میباشد. ( آنندراج ). اسب کوچک واسب باری. ( ناظم الاطباء ). اسب از نژاد پست. اسب پالانی. اسب کم بها. اسب لکنتی و زوار دررفته : هست با بنده مرده یابوئی عنکبوتی تنیده بر موئی.حکیم کاظماتونی ( از آنندراج ).هر چهار نفر سرداران بختیاری را به یابوها نشانیده از زیر شکم اسب پایهای آنها را زنجیر و پیش انداخته بسمت دهنه در بند ایلغارکنان رفتند. ( مجمل التواریخ گلستانه )...
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) اسبی که از نژاد اصیل نباشد. ۲. (صفت ) (زیست شناسی ) اسب باری، اسب بارکش. ۳. [عامیانه، مجاز] بی ادب، بی شعور.
فرهنگ معین
(اِ. ) ۱ - اسب باری ، اسب بارکش . ۲ - (عا. ) نادان ، نفهم . ، ~ برداشتن کسی کنایه از: مالی یا امتیازی به دست آوردن و خود را بزرگ پنداشتن .
دانشنامه عمومی
یابو می تواند به موارد زیر اشاره کند:اسبیابو ۴۶۳۱، سیارک ۴۶۳۱wiki: یابو یابو (ابهام زدایی). یابو به اسب بارکش گفته می شود.یابو ۴۶۳۱، سیارک ۴۶۳۱یابو همچنین می تواند به موارد زیر اشاره کند:یابو، هیوگوwiki: یابو (ابهام زدایی)...