گئو. [ گ َ ءُ ] ( اِ ) در اوستایی بمعنی گاو است. رجوع به گاو و رجوع به فرهنگ ایران باستان ص 80 شود. || محل سکنای چند عشیره یا قبیله را در قدیم گئو می نامیدند:... شکل حکومت در این ازمنه ملوک الطوایفی است : از چند خانواده تیره ای تشکیل میشد و مسکن آن ده بود که «ویس » میگفتند، از چند تیره عشیره یا قبیله ترکیب می یافت و محل سکنای آن بلوک بود که در آن زمان «گئو» می نامیدند. ( ایران باستان ص 160 )....
دهی است از دهستان حومه بخش دستجرد شهرستان قم واقع در یک کیلومتری خاور دستجرد کوهستانی و سردسیر دارای ۱۲۴۹ تن سکنه محصول غله پنبه و خشکبار .دهی است از دهستان عربخانه بخش شوسف شهرستان بیرجند واقع در ۱۳۱ هزار گزی شمال باختری شوسف و سر راه مالرو عمومی شوسف محلی جلگه و هوای آن گرمسیر ٠ آب آن از قنات تامین میشود و محصول آن : غلات و پنبه است شغل اهالی زراعت ...
دانشنامه عمومی
gaou:برادر
گیو یکی از سرشناس ترین پهلوانان ایرانی در حماسه ملی ایران در دوران های پادشاهی کیکاوس و کیخسرو است. بر پایهٔ شاهنامه او پسر گودرز و پدر بیژن است. تبار گیو با میانجی پدربزرگش کشواد، به کاوه آهنگر می رسد. گیو احتمالاً چهره ای تاریخی در دوران اشکانیان بوده است که برخلاف داستان های سنتی، پدر گودرز دوم اشکانی بوده است که در نیمه های سده نخست میلادی به همراه وردان اشکانی بر تخت شاهی اشک...
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: giv) (در اعلام) (در شاهنامه) یکی از پهلوانان داستانی ایرانی پسر گودرز ، داماد رستم و پدر بیژن است.
اسم: گیو (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: giv) (فارسی: گيو) (انگلیسی: giv) معنی: یکی از پهلوانان داستانی ایرانی پسر گودرز، داماد رستم و پدر بیژن است، داماد رس...