Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ گیر و ده

تلفظ بین المللی : /ɡˈir vˈa dˈah/ تلفظ :‌ [g'iR v'a d'ah]
لغت نامه دهخدا
  • ده و گیر
  • الوده گر
  • آلوده گر
  • گیر و بند
  • گیر و دار
  • زد و گیر
  • شو و گیر
  • چیزهای دست و پا گیر
  • مذهبی و خرده گیر
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

گیر و ده. [رُ دِه ْ ] ( اِمص مرکب ، اِ مرکب ) در لغت بگیر و بده. || بمجاز آشوب و همهمه جنگ :
کمان را بفرمود کردن بزه
برآمد خروشیدن گیر وده.
فردوسی.

کلمات مرتبط

  • ده و گیر
  • الوده گر
  • آلوده گر
  • گیر و بند
  • گیر و دار
  • زد و گیر
  • شو و گیر
  • چیزهای دست و پا گیر
  • مذهبی و خرده گیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات