گیاه. ( اِ ) گیا. گیاغ. ( از برهان ) ( انجمن آرای ناصری ). حشیش و نبات. ( فرهنگ شعوری ج 2 ص 314 ). رستنی کوچک از علف و بوته در مقابل درخت. ( فرهنگ نظام ). علف سبز و سبزه و نبات و علف خشک. ( ناظم الاطباء ). رُستنی. روییدنی. نامی. نامیه : سپاهی بیامد به درگاه شاه که چندان نبد بر زمین بر گیاه.فردوسی.چو کاسموی گیاهان او برهنه ز برگ چو شاخ رنگ درختان او تهی از بار.فرخی.آب حیوان از دو چشمش بدوید و بچکید...
فرهنگ عمید
هر رستنی که از زمین بروید، علف، نبات.
فرهنگ معین
[ په . ] (اِ. ) هر رستنی که از زمین بروید.
دانشنامه آزاد فارسی
گیاه (plant)موجود زندۀ ظاهراً غیر متحرک، دارای توانایی فتوسنتز، دیوارۀ یاخته ای سلولزی، و یاخته های پیچیده. برخی از گیاهان انگل توانایی فتوسنتز را از دست داده اند، ولی هنوز گیاه محسوب می شوند. گیاهان خود خوراک ساز (اتوتروف)اند، به این معنی که با استفاده از آب و دی اکسید کربن کربوهیدرات می سازند و در همۀ زنجیره های غذایی اولین تولیدکننده اند. بنابراین، همۀ شکل های حیات به آن ها وابسته اند. گیاه در ...
فرهنگ فارسی
هررستنی که اززمین بروید، علف، نبات، گیاوگیاغ وکیاغ نیزگفته شده( اسم ) نام عام آن دسته از موجودات زنده که ظاهرا حرکتی ندارند و در یک جا ثابت هستند و مواد معدنی را مستقمیا از محیط اطراف خود ( خاک یا آب ) جذب میکنند و بوسیل. عمل کربن گیری که بوسیل. ذرات کلروفیل در برابر خورشید انجام میشود مواد آلی قابل استفاده ای برای تغذی. سلولهای خود بوجود میاورند . باید دانست که در بین گیاهان فقط قارچها هستند که چ...
دانشنامه عمومی
جلبک سبز سبزتباران سنگ خزه تباران رویان داران (embryophytes) †Nematophytes گیاهان گروه بزرگی از گونه های زنده شامل موجوداتی مانند درختان، علف، سرخس ها و خزه گیان است.