کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گیارنگ | کلماتور
معانی کلمه : گیارنگ
تلفظ بین المللی :
/ɡiˈɑranɡ/
تلفظ :
[gi'ARang]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
کلمات مرتبط
گیرانگتن
جلو گیرنگه
گیرنگ
ابدره گیرانگر
استان ان گیانگ
استان باک گیانگ
استان تین گیانگ
استان ها گیانگ
استان هائو گیانگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
لغت نامه دهخدا
گیارنگ. [ رَ ] ( اِ مرکب ) سردار و فرمانده. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتنگاس ) .
فرهنگ فارسی
سردار و فرمانده .
فرهنگ اسم ها
اسم:
گیارنگ (پسر) (فارسی)
معنی:
کیارنگ، سردار و فرمانده
کلمات مرتبط
گیرانگتن
جلو گیرنگه
گیرنگ
ابدره گیرانگر
استان ان گیانگ
استان باک گیانگ
استان تین گیانگ
استان ها گیانگ
استان هائو گیانگ
نظرات