( گوهر آما ی ) ( صفت ) ۱ - آنکه مروارید و دیگر جواهر را برشته کشد : گوهر آمای گنج خان. راز گنج گوهر چنین گشاید باز . ( نظامی ) ۲ - آنکه سخن نیکو برشت. نظم در آورد . ۳ - آنکه نیکو حکم کند . ۴ - آنکه هستی بخشد خالق : تویی گوهر آمای چار آخشیج مسلسل کن گوهران در مزیج . ( نظامی )