گونا. (اِ) به لغت زند و پازند بره و بچه ٔ گوسفند. (برهان قاطع).
گونا. (اِ) گونه . (برهان قاطع). گون . ادات تشبیه . || رنگ و لون . (برهان قاطع) : حلقه ٔ زلف کهن رنگ بگرداند لیک خال را رنگ همان غالیه گونا بینند. خاقانی .بس دوزخی است خصمش از آن سرخ رخ شده ست کآتش به زر ناسره گونا برافکند. خاقانی . || (ص ) رنگین . به رنگ سیر. پررنگ . (یادداشت مؤلف ). ظاهراً د...
فرهنگ فارسی
( اسم ) سرخیی که زنان برای زیبایی بچهر. خود مالند گلگونه الغونه سرخاب غازه : روی او بی نیاز از گوناب دردل افتاب از و صد تاب . ( ابوالخطیر ) بلغت زند و پازند بره و بچه گوسفند