معانی کلمه : گورن
لغت نامه دهخدا
گورن . [ رَ ] (اِخ ) مرکز بخش مربیهان از ناحیه ٔ پونتی وی (در فرانسه ) که 56000 تن جمعیت دارد. کلیسایی از قرن 15 و 16 م . در این شهر باقی است . معدن سنگ لوح نیز دارد.
فرهنگ معین
(رَ ) (اِ. ) [ تر - جغتابی ] ۱ - حلقه ای که لشکری در گرد چیزی تشکیل دهد. ۲ - نوعی اردوگاه که به وسیلة گردونه هایی - که به شکل دایره تنظیم کنند - سنگربندی شود.
گویش مازنی
شیر دان
/goren/ شیر دان
