گوراگور. ( اِ مرکب ) به معنی زودازود است که مبالغه در زودی و جلدی و تندی و تیزی باشد. ( برهان ). از: گور +ا ( واسطه ) + گور ( قیاس شود با کشاکش ، سراسر ). قیاس شود با: کردی گور ( لحظه بسیار معجل در یک کار ). قیاس شود با گیلکی گره گر ( پیاپی ، دمادم ). و رجوع شود به گورگور. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ) : سنان در سینه ها پرزور میشددرون دیده گوراگور میشد.امیرخسرو ( از رشیدی و جهانگیری و انجمن آرا )....
فرهنگ معین
(گُ رّ گُ ) (ق مر. ) با شعلة سوزان .
فرهنگ فارسی
با شعل. سوزان : خانه گوراگور میسوخت. بمعنی زودازود است که مبالغه در زودی و جلدی و تندی تیز باشد .