گهگیر. [ گ َ ] (اِخ ) نام محلی در کنار راه قزوین و رشت میان قشلاق لُروَند و یا چنار که در 227هزارگزی تهران واقع است . (یادداشت به خط مؤلف ).
گهگیر. [ گ َ ] (نف مرکب ) که گاهگاه گیرد، نه پیوسته و دایم . توسعاً مردی که گاه گاه درشت و سخت باشد. (یادداشت مؤلف ). || اسبی که تن به سواری ندهد و اگر بجهد بر آن سوار شونده...
فرهنگ عمید
= گاه گیر
فرهنگ فارسی
نگاگاهگیر نام محلی در کنار راه قزوین و رشت میان قشلاق لروند و پا چنار که در دویست و بیست و هفت هزار گزی تهران واقع است . ( صفت ) ۱ - شخصی که گاه مهربان شود و گاه نامهربان آنکه گاه ملایم باشد و گاه سخت و درشت . ۲ - ستوری که تن بسواری ندهد یا بسختی سواری دهد چموش مقابل راهوار .