Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گهری

تلفظ بین المللی : /ɡohˈari/ تلفظ :‌ [goh'aRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • گهری شدن
  • بد گهری
  • خوش گهری
  • نیک گهری
  • نیکو گهری
  • گهریار
  • کلاوس گهرینگ
  • گهرینگسوالد
  • دیانت گری
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گهری . [ گ َ هََ ] (هندی ، اِ) این کلمه هندی است و به معنای مدت وزمان اندک و ساعت و پاس است . (التفهیم بیرونی مقدمه ص لط) و (ماللهند بیرونی صص 140 - 295) (اشتنگاس ).

گهری . [ گ ُ هََ ] (ص نسبی ) مخفف گوهری : مهتری کرده و آموخته از خانه ٔ خویش مهتری کردن و آن مهتری او راگهری...

فرهنگ معین

( ~ . ) (ص نسب . ) ذاتی ، سرشتی .

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به گوهر : ۱ - آنچه از جواهر ساخته شده باشد . ۲ - جواهر نشان مرصع : همان گوهری تخت و دیبای چین همان یاره و گرز و تیغ و نگین . ۳ - اصیل با اصل و نسب پاک نژاد : و ندیم باید که گوهری و فاضل و نیکو سیرت ... بود . یا اسب گوهری . اسب اصیل و نجیب . ۴ - دارای جوهر ( شمشیر و غیره ) : آن گوهری حسامم در دست روزگار کاخر برونم آرد یک روز در وغا . ( مسعود سعد ) ۵ - گوهر فروش جواهری . ۶ - جوانمرد سخ...

کلمات مرتبط

  • گهری شدن
  • بد گهری
  • خوش گهری
  • نیک گهری
  • نیکو گهری
  • گهریار
  • کلاوس گهرینگ
  • گهرینگسوالد
  • دیانت گری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات