گه . [ گ ِ ] (اِخ ) از توابع قصرقند. (شهرستان چاه بهار). و در حدود چهارصد خانوار جمعیت دارد. (تاریخ کرمان ص 310 از جغرافیای بلوچستان ).
گاه۱#NAME?
۱. سرگین جانوران و انسان.
۲. [مجاز] هرچیز بد و زشت و ناپسند. Δ برای دشنام بهکار میرود.
(گُ) [ په . ] (اِ.) مدفوع آدمی .
(گَ) (اِ.) 1 - وقت ، زمان ، هنگام . 2 - بوتة زرگران .
بند استخوان لگن
پلیدی، سرگین، فضله، مدفوع، نجاست