معانی کلمه : گنو
لغت نامه دهخدا
گنو. [ گْنو / گ ِ ] (فرانسوی ، اِ) نوعی از آهوی افریقا که گوشت ترد لذیذ دارد. (فرهنگ فرانسه به فارسی نفیسی ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان ایسین بخش مرکزی شهرستان بندر عباس
دانشنامه عمومی
ریشه ی واژه ی گنو، گنه میباشد و به معنی بد و ناپسند. گنو یعنی آن شخصی که گنه است. آن فرد بد.
گویش مازنی
روستایی درجنوب باختری شهرستان کتول
۱گرداب ۲نقطه ای از بلندی که آب از شکاف آن بیرون زند
۱باتلاق ۲آب معدنی گوگرد دار و بویناک که خاصیت درمانی دارد ...
/gannoo/ گرداب - نقطه ای از بلندی که آب از شکاف آن بیرون زند & & باتلاق - آب معدنی گوگرد دار و بویناک که خاصیت درمانی دارد ۳آب بندان & روستایی درجنوب باختری شهرستان کتول
