معانی کلمه : گندناگون
لغت نامه دهخدا
گندناگون. [ گ َ دَ] ( ص مرکب ) به معنی سبزرنگ باشد، چه گون به معنی رنگ و لون هم آمده است. ( برهان ) ( آنندراج ). کنایه از سبزرنگ مایل به اندک سیاهی. ( غیاث اللغات ) :
به چرخ گندناگون بر دو نان بینی ز یک خوشه
که یک دیگ تو را گشنیز ناید زآن دو تا نانش.
به چرخ گندناگون بر دو نان بینی ز یک خوشه
که یک دیگ تو را گشنیز ناید زآن دو تا نانش.
فرهنگ فارسی
برنگ گندنا سبز رنگ به چرخ گندناگون بردو نان بینی ز یک خوشه که یک دیگ ترا گشنیز ناید زان دوتانانش . ( خاقانی )
