بوی بد.
سپاه؛ لشکر.
تخم؛ خایه؛ بیضه: گند بیدستر.
(گُ) (اِ.) خایه .
( ~ .) (اِ.) (قالی بافی ) کله ، گره .
(گَ) (اِ.) 1 - بوی بد، عفونت . 2 - کثافت ، آلودگی . ؛ ~ ِ چیزی بالا آمدن (درآمدن ) : (عا.) فساد آن آشکار شدن . ؛ ~چیزی را بالا آوردن : (عا.) کاری را بسیار بد انجام دادن ، رسوا شدن .
فاسد
خایه، خصیه
بویبد، تعفن
بدبو، عفن، متعفن ≠ معطر
جند، جیش، خیل، سپاه، عسکر، لشکر
۱. جند، جیش، خیل، سپاه، عسکر، لشکر،
۲. خایه، خصیه
۱. بدبو، عفن، متعفن
۲. بویبد، تعفن
۳. فاسد ≠ معطر