گنجا. [ ] (اِخ ) تیره ای از طایفه ٔ جاویدی ممسنی فارس . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 90).
گنجا. [ گ ُ ] ( اِمص ، اِ ) گنجایش. ( جهانگیری ) ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ). قابلیت و استعداد گنجیده شدن. و رجوع به شعوری ج 2 شود : ممکن که در حوالی بازارها نبودی گنجای هیچ سوزن از رسته های بیمر.شرف الدین شفروه.ندانست...
فرهنگ عمید
گنجایش، ظرفیت، حجم، جاداد: روز آخر شد سبق فردا بُوَد / راز ما را روز کی گنجا بُوَد؟ (مولوی: ۵۸۷ ).
فرهنگ معین
(گُ ) (اِ. ) نک گنج .
فرهنگ فارسی
تیره ایست از طایفه جاویدی ممسنی فارس. ( صفت ) ۱ - گنجایش : ندانست که نیامی گنجای دو تیغ ندارد . ۲ - قابلیت استعداد . ۳ - حجیم . تیر. از طایفه جاویدی ممسنی فارس