کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گمارش | کلماتور
معانی کلمه : گمارش
تلفظ بین المللی :
/ɡomˈɑraʃ/
تلفظ :
[gom'ARaS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دُش گوارشی
سوگیری گزارشی
سامانۀ گزارش جابه جایی
شیرۀ گوارشی
ضریب گوارش
گذارش
برانتلند گزارش
گزارش
گزارش حوض نشینی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
گمارش. [ گ ُ رِ ] ( اِمص ) اسم از گماردن.
فرهنگ فارسی
اسم از گماردن
مترادف و متضاد
assignment
(اسم)
واگذاری، ماموریت، وظیفه، گمارش، حواله، انتقال قانونی، تخصیص اسناد، تکلیف درسی و مشق شاگرد
placement
(اسم)
گمارش، کاریابی، تهیه کار
کلمات مرتبط
دُش گوارشی
سوگیری گزارشی
سامانۀ گزارش جابه جایی
شیرۀ گوارشی
ضریب گوارش
گذارش
برانتلند گزارش
گزارش
گزارش حوض نشینی
نظرات