گله دار. [ گ َ ل َ /ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قنقری پایین (سفلی ) بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده که در 24000گزی جنوب باختر سوریان و 15000گزی راه شوسه ٔ شیراز به اصفهان واقع شده است . هوای آن سرد و سکنه ٔ آن 210 تن است . آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالیبافی وراه آن فرعی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7)....
فرهنگ عمید
صاحب گله، کسی که گلۀ گوسفند دارد.
فرهنگ معین
(گَ لَّ یا لُِ ) (ص فا. ) دارندة گله (گاو و گوسفند و غیره )، آن که گله را نگهبانی کند و پرورش دهد.
فرهنگ فارسی
۱ - دهستانی است از بخش کنگان شهرستان بوشهر ( بنادر و جزایر خلیج فارس ) واقع در خاور بخش جلگه و گرمسیر ۲۶ ده و ۳۹٠٠ تن سکنه محصول خرما و لبنیات . ۲ - مرکز دهستان گله دار واقع در ۶۵ کیلومتری خاور کنگان . جلگه و گرمسیر دارای ۲۴٠٠ تن سکنه محصول غله و تنباکو .( صفت ) ۱ - صاحب گله ( گوسفندو غیره ) آنکه گله رانگهبانی کند و پرورش دهد : گروهی از گله داران در میان رود غزنین فرود آمده و گاوان بدانجا بداشته ....
دانشنامه عمومی
گَله دار شهری در جنوب استان فارس و در مرز استان فارس و استان بوشهر است.مختصات و ارتفاعشهر گله دار در بخش گله دار در مرکز شهرستان مهر استان فارس در جنوب ایران واقع شده است. از آثار باستانی این شهر می توان به تپه پذو و پیر اشاره کرد. در اطراف شهر گله دار نخلستان های زیادی وجود دارد. گله دار در حدود ۷۵ الی ۸۰ سال پیش یعنی در اولین تقسیمات کشوری، به دهستان تبدیل شد و بعد از چندین دهه دهستان بودن به بخ...