گلشکر. [ گ ُ ش ِ ک َ ] ( اِ مرکب ) مرکبی از شکر وبرگ گل و بهترین آن آفتابی است و گاهی بجای قند، شهد اندازند و آنرا گل انگبین خوانند و جلنجبین معرب آن است. ( آنندراج ). گلقند. ( غیاث ). مرکب از گل و شکر، معروف به گلقند که قوت دل افزاید. ( از انجمن آرای ناصری ). ورد مربا، داروی نیک. ( زمخشری ). گل سرخ که در شکر پرورند و آن مسهلی باشد. گز اصفهان : خواجه ابوعلی سینا رحمةاﷲ میگوید از چیزها که من بر بسی...
فرهنگ عمید
معجونی از گلبرگ های گل سرخ و شکر یا قند که در قدیم به عنوان مسهل به کار می رفت، گل قند: صدهزاران جان تلخی کش نگر / همچو گل آغشته اندر گل شکر (مولوی: ۱۳۱ )، گر گل شکر خوری به تکلّف زیان کند / ور نان خشک دیر خوری گل شکر بُوَد (سعدی: ۱۱۱ ).
فرهنگ معین
( ~ . ش کَ یا کَّ ) (اِمر. ) معجونی از برگ گل سرخ و شکر یا قند که برای تقویت معده به کار می بردند.
فرهنگ فارسی
معجونی که ازبرگ گل گلاب وشکریاقنددرست میکنندو آنراگلقندهم میگویند ( اسم ) ترکیبی است از شکر و برگ گل سرخ گل انگبین : اکنون که گشتی گلشکر قوت دلی نور نظر از گل بر آبر دل گذر آن از کجا این از کجا ? ( دیوان کبیر )
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: gol še(a)kar) ]گل + شکر= در قدیم به مجاز) لب معشوق ، زیبارو[ ، لب گلگون معشوق ، گلِ زیبارو.
اسم: گلشکر (دختر) (فارسی) (طبیعت، گل) (تلفظ: gol še(a)kar) (فارسی: گلشکر) (انگلیسی: gol shekar) معنی: ( به مجاز ) لب گلگون معشوق، گل زیبارو، [گل، شکر= ( در قدیم ) ( به مجاز ) لب معشوق، زیبارو]، گلِ زیبارو