معانی کلمه : گلان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نوعی نان روغنی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع گل .
دهی است از دهستان مغان بخش گرمی شهرستان اردبیل
دهی است از دهستان مغان بخش گرمی شهرستان اردبیل
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱قیافه ۲ژست
/gelaan/ قیافه - ژست
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: golān) (گل + ان/ an ـ/ (پسوند نسبت یا نشانهی جمع در فارسی)) ، منسوب به گل ، گلها ؛ (به مجاز) زیبا رو و لطیف .
